در عصری که ورزش و تربیت بدنی به شکل یک سرگرمی و تفریح در بیشتر مناطق جهان تبدیل شده و کسی به عنوان یک مادهی درسی مهم به آن نگاه نمیکند و حتی از وقت آن برای تدریس سایر دروش استفاده میکند و مهمتر از کسی به نیازهای کودکان ضعیفتر توجه نکرده و رابطهی آنها با ورزش را در بهبودی و شناسایی و تقویت آنها بررسی نمیکند، در حالی که بیشتر دولتها دم از حقوق بشر و امثال آن میزنند، دربارهی تربیت بدنی و اهمیت آن بویژه در تشخیص و شناسایی کودکان مشکل دار و تقویت و درمان آنها نیازمند مطالعات بیشتر و برنامههای منظمتری هستیم تا با اعمال برنامههای به موقع علاوه بر این که از درد و رنج این قشر انسان و بی گناه بکاهیم بلکه به آنها شخصیتی اجتماعی بخشیده و با حمایت همه جانبه از آنها در راه بهبودی هر چه سریعتر آنها کوشا باشیم. این تصور کلی آموزشی، که به تمامی کودکان با نیازهای ویژه کمک شود تا بتوانند در مدرسههای همگانی شرکت کنند، اکنون مورد پیشتیبانی محاکم قضایی و قانون گذاری است. از این رو ضرورت دارد متخصصان پرورشی از نیازهای ویژه، علایق و تواناییهای دانش آموزان مبتلا به معلولیتهای جسمی، ذهنی، عاطفی آگاهی لازم را داشته باشند، آنان را درک کنند و بتوانند با آن روبرو شوند در مقالهی حاضر نیز که با کمک گرغتن از منابع مختلف بدست آمده سعی بر آن است که اهمیت تربیت بدنی در تشخیص و درمان کودکان استثنایی بیش از پیش روشن شود
ورزش و تربیت بندی از جمله اموراتی هستد که در تمام مقاطع تحصیلی در نظام تربیتی مورد توجه میباشند چرا که در پرتو این فعالیت است که بخشی از زمینههای لازم جهت ایجاد و برقراری سلامت جسمانی دانش آموزان که از هدفهای هر نظام آموزشی میباشد فراهم میگردد. اندامهای بدن شاگردان بخصوص در سنین دبستان در حال رشد میباشند فعالیتهای جسمانی آنها باعث میگردد گه فعالیتهای آنها توسعه پبدا کند و شاگردان در آینده با وضع جسمانی مناسبی وارد مرحلهی بعدی گردند و قابلیتهایی را در خود ایجاد کنند. که این تواناییها و قابلیت ها عبارتند از:
1 – قدرت عضلانی [1] 2 – استقامت عضلانی [2] 3 – استقامت عمومی بدن 4 - سرعت [3] 5 – تعادل [4] 6 – هماهنگی 7 – چابکی 8 – عکسالعمل [5] 9 – حفظ حالت بدن در شکل طبیعی .وجود این قابلیتهای یعنی سلامت جسمای فرد . تحقیقات نشان میدهد که ورزش در جلوگیری از بیماری ها با توجه به تغییری که در بدن ایجاد مینماید نقش مهمی دارد. بنابراین ضروری است که در مدرسه به ورزش با دید مثبت نگریسته شود و مقدمات و امکانات لازم جهت انجام آن فراهم آید و از اعمال روشهایی که منجر به آسیب در شاگردان میگردد خودداری گردد. ورزش تندرستی میآورد، تندرستی و شادکامی شوق انسان را به چیزهایی دیگر بر میانگیزد.
کودکان استثنایی یا در حالت کلی کودکانی که مشکل روحی، روانی ، حرکتی، ادراکی، ارتباطی و … دارند، معمولاً در مباحث کلاسی و درسی، مهارتی ، ورزش و … خود را مطرح نمیکنند، (حتی اگر در یکی از این زمینهها مهارت داشته باشند) دلیل آن نیز کاملاً روشن است ، آنها میترسند که اظهار وجودشان بیشتر به ضرر خودشان تمام شود و از طرف همسالان و متاسفانه گاهی از طرف مربیان و معلمان مورد تمسخر واقع شوند. بدین ترتیب آنها خود را مطرح نکرده و نقاظ قوتشان کم کم از بین رفته و به نقاظ ضعفشان افزوده میشود. و یاس و ناامیدی جاری اعتماد بنفس را میگیرد در چنین شرایطی وظیفهی معلمان و مستر بیان تربیتی بیش از پیش سنگین میشود که عمدهی این وظایف عبارتند از:
1- ایجاد جو مناسب در مدرسه، کلاس و در بین خود کارکنان مدرسه نسبت به این نوع شاگردان و فرهنگ سازی مناسب در جامعه و بخصوص هم کلاسیهای آنها و تقویت روحیهی کمک و تشویق و رفاقت به جای تمسخر و آزار نسبت به این کودکان.
2 – بزرگداشت این نوع کودکان و دادن مسئولیتهای متناسب با شرایط جسمی و روحی به آنها و تلقین این که آنها میتوانند، که ایجاد این اعتماد بنفس در آنها به بهبود روز افزون آنها و تقویت نقاط قوت و کاهش نقطا ضعف کمک زیادی خواهد کرد.
3 – در دروسی مثل: ورزش و تربیت بدنی و املاء، معلم میتواند به اختلالات حرکتی، رفتاری، شنوایی، بینایی و گفتاری کودکان پی ببرد و برای این کار باید همهی شاگردان را در این نوع فعالیتها شرکت دهد و حتی در ورزش کردن از این نوع کودکان متناسب با تواناییهایشان در پست هایی مثل: داوری، دروازه بانی و مبصری استفاده کند تا بهتر و بیشتر آنها را بشناسد، بدین گونه که معلم باید از دور و بدون این که سایر دانشآموزان متوجه شوند، حرکات و رفتار این کودکان را زیر نظر داشته باشد. علاوه بر آن معلم با این کارخود آنها را وارد جو و محیطهای شاد میکند و از گوشهگیری بیرون میآورد. نکتهای که مهم است، این است که معلم باید تعلیمات مربوط به فرهنگ سازی را به شکل غیر مستقیم و با عمل خود به این تعلیمات در شاگردان بوجود آورده باشد.
اهمیت دیگر تربیت بدنی این است که این کودکان معمولاً بدلیل نقاط ضعفهایی که در خود سراغ دارند، روحیهی مخالف و لجبازی در پیش میگیرند، ولی آنها با قرار گرفتن در محیطهای شاد و هیجانی ورزشی و تخلیه خود به اصطلاح سبکتر میشوند و روحیه سادگی، یکرنگی و صداقت آنها افزایش مییابد و معلم میتواند در یک محیط صمیمی و آرام و بدور از استرس با آنها صحبت کند و بیشتر آنها را بشناسد.
پس از تشخیص نقاظ ضعف و قوت این کودکان، معلم تا جایی که آگاهی دارد و میتواند، سعی میکند نقاط قوت آنها را تقویت و نقاط ضعف آنها را کاهش دهد. و در صورت لزوم هماهنگی های لازم را در این مورد با خانواده و سایر نهادهای درمانی و فعال در این زمینه انجام دهد و بدین تراتیب که روش درمانی مناسب و متناسب با کودک برای رفع اختلالات او انتخاب شود.
به عبارت صریحتر بازی برای این گروه از دانشآموزان با هر شکل وشدت معلولیت در حکم ابزاری برای رشد وتکامل جسمانی وتعالی فکری و روحی به شمار میرود و دراین زمینهها ضرورت اجرای آنها برایشان چندین برابر افراد غیر معلول خواهد بود.
تصور کنید کودکی که دارای فلج مغزی است و به دلیل مشکلات کنترل عصبی موجودتحرک کافی ندارد.اگر بتوانیم برای وی انگیزش مناسب و با حد ضروری ایجاد کرده و او را با بازیهای مختلف ومتنوعی تشویق به تحرک کنیم چه تاثیرات مثبت و قابل قبولی بر وی خواهیم داشت پارهای از این تاثیرات را در زیر با هم مرور میکنیم :
1- از دید جسمانی، تشویق وترغیب کودک به تحرک جسمانی و حرکت دادن اندام درجهت مورد نظر و باشدت و فشار مناسب میتواند وی را در بازسازی ساختار عصبی - عضلانی و هماهنگیهای حرکتی ساده یاری کرده و به تدریج با تکرار این فعالیت تجربیات حرکتی او را توسعه داده و افزایش دهیم. این کودک بدون اینکه خود متوجه گردد با میل و اشتیاق تمام برای دسترسی به بازی موردعلاقهاش از اندام غیر متحرک خود استفاده کرده ونظام عصبی خود را با شرایط فراهم شده سازگار میسازد.
2- از دید روحی، روانی و عاطفی ،کودک فلج مغزی مانندسایر معلولین (حتی کودکان کم توان ذهنی) از ویژگیهای روحی - روانی و شخصیتی خاص خود برخوردار است. او نیز از دنیا لذت برده وتوانایی درک آن را خواهد داشت.توجه به فراهم نمودن امکانات لازم و ضروری برای بازیهای متنوع میتواند برای این کودک تاثیرات به یاد ماندنی و پایداری را فراهم سازد، احساس بودن، اعتماد به نفس، خودیابی، درک وجود و احساسات خود، درک محبت و دوست داشتن، درک موفقیت و پیروزی، غم و شادی و تمام ویژگیهای روحی، روانی از جمله دست آوردهای بازیهای هرچند به ظاهر ساده برای این کودکان هستند. بادکنکی را باد کرده و به سمت این کودک هدایت کنید و از او بخواهید با دست بادکنک را بگیرد ویا با ضربه آن را رد کند، به چهره کودک نگاه کنید، پس از هر تلاش او برای این کار تغییرات حاصل در چهره وی را مورد بررسی قرار دهید؟ چه میبینید؟ و... به شما اطمینان میدهم که با هر بار واکنش این کودک انگیزه شما برای ادامه فعالیت چندین برابر خواهد شد.
3- ازدید اجتماعی، وقتی کودک دارای معلولیت به بازی میپردازد، توجه وتمرکز او و توانمندیهایی که از خود دربازی نشان میدهد، میتواند بیانگر توانمندی وی در اذهان دیگران به شمار آید. طرز نگرش افراد به قابلیتهای ایشان درتوسعه قابلیتها وایجاد زمینه رشد بیشتر و حضور در فعالیتهای اجتماعی نقش مهم واساسی دارد.
تربیت بدنی و تشخیص و درمان
اختلالات کودکان استثنایی
همان طور که در قسمت اهمیت تربیت بدنی برای کودکان استثنایی ذکر شد، تربیت بدنی نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری در تشخیص این نوع کودکان و شناسایی بیشتر و بهتر آن ها بر عهده دارد. ولی این پایان کار نیست، چون علاوه بر آن تربیت بدنی در درمان این نوع اختلالات بخصوص اختلالات حرکتی نیز نقش بسیار تعیین کنندهای دارد، بطوری که حرکات ورزشی و نرمشی متناسب با شرایط روحی – روانی و فیزیکی آنها، برای آنها توصیه کرده و با انجام مداوم آنها سبب تقویت جسمی آن ها و به دنبال تقویت روحیهی آنها و موجب ایجاد نشاط، شادابی، اعتماد بنفس در آنها میشود که خود ایجاد اعتماد بنفس کلید بسیاری از مشکلات است.
علاوه بر همهی اینها، در سایر نهادهای درمانی مثل سازمان بهزیستی و توانبخشی در ایران نیز از حرکات ورزشی و نرمشی خاص برای بهبود این نوع کودکان استفاده میکنند. انتخاب روشهای درمانی مناسب امری بسیار مهم است که باید تمام جوانب کار در نظر گرفته شوند و در حالت کلی درمان این نوع کودکان بعد از تشخیص مناسب اختلالات آنها به دو صورت انجام میگیرد: 1 – رفتار درمانی 2 – روان درمانی.
1 – رفتار درمانی:
ریشه های جدید رفتار درمانی با کودکان به سال 1974 میرسد، سالی که مری کاور جونز گزارش خود را دربارهی معالجهی پسر بچه ای بنام پیتر چاپ نمود، خانم جونز در معالجهی ترس تعمیم یافتهی این کودک از اشیا شپمالو از اصول شرطی کردن پاسخی (واکنشی) استفاده نموده بود، چند سال بعد محققین چون کراسنو گرسکی، ایوانف سموانسکیو گزلبه اهمیت اصول شرطی کردن پاولف در معالجهی اختلالات روانی اشاره کردند، مورد و موردمعالجهی شب ادراری را از طریق روشهای شرطی کردن نشان داد. با وجود این تا موقعی که محققین چون اسکینر نشان دادند که روشهای آزمایشگاهی یادگیری ، که صحت آنها در آزمایشگاه مورد تائید قرار گرفته بود، برای تغییر اختلالات روانی قابال استفاده میباشند، رفتار درمانی مورد استفاده عملی چندانی پیدا نکرد. بیست سال پی از آنگه جونز پیتر را از این طریق معالجه کرد، فقط گاهگاه گزارشهایی دربارهی معالجهی اختلالات روانی کودکان از طریق رفتار درمانی منتشر شده بود. تا موقعی که شیوههای مبتنی بر یادگیری شرطی کنسی یا عامل برای تغییر رفتار کودکان ساکن موسسات درمانی به کار گرفته شد، از رفتار درمانی در معالجهی کودکان استفادهی چندانی به عمل نمیآمد. تا در سال 1968 که گلفاندو هارتمن خلاصهای از این قبیل گزارش ها را انتشار دادند تا این زمان حدود هفتاد کتاب و مقاله در این زمینه منتشر شده بود.
فرض های مقدم بررفتار درمانی: رفتار درمانی به عنوان شیوهای برای از بین بردن مسائل روانی بر این فرض اساسی استوار است که مسائل روانی یا نموداری از رفتارهای ناسازگارانهی یاد گرفته شده هستند یا به علت عدم موفقیت در فرا گرفتن رفتارهای سازگارانه به وجود آمده اند. تاکید اصلی روی رفتار بصورتی که در زمان و مکان حاضر قابل مشاهده است میباشد و هدف درمانگر رفتاری آن است که رفتار مزبور را در جهت تظابق و سازگاری تغییر دهد، قبول این مقدمات درمانگر رفتاری را وا میدارد که تغیی رفتار را از طریق بکاتر بستن قوانین متعدد روان شناسی یادگیری جستجو کند.
پشتوانهی نظری رفتار درمانی: درمانگر رفتاری می کوشد از اصول شناخته شدهی روان شناسی در معالجهی اختلالات رفتاری استفاده کند. در مورد رفتار نارسا یا کم رفتاری وظیفهی درمانی عبارتست از برقرار کردن پاسخهایی که ایجاد نشدهاند. در مورد افراطی یا بیش رفتاری کودک باید یاد بگیرد این پاسخها را طوری تغییر دهد که رفتار او یا توقعات و تقاضاهایمحیطی، سازگاری بیشتری پیدا کند، در هر دو مورد رفتار و درمان آن مستلزم یادگیری از بین بردن و دوباره یاد گرفتن (یا آموختن، ناموختن بازآموختن میباشد. اصول یادگیری که درمانگران رفتاری از آنها برای تجزیه و تحلیل و تغییر اختلالات رفتاری استفاده می نماید عبارتند از: شرطی کردن واکنشی (پاسخی) ، شرطی کردن کنشی یا عاملی و یادگیری مبتنی بر مشاهده. این سه نوع یادگیری نمایندهی جنبههای مختلف یک فرآیند اساسی بوده و بدون شک در مواردی که یادگیری انسان در محیط طبیعی صورت میگیرد هر سه فرآیند با هم در کار هستند.
شرطی کردن پاسخی است یا واکنشی این نوع یادگیری که زمانی به یادگیری پاولفی یا شرطی کردن کلاسیک مشهور بود مستلزم تغییر دادن پاسخی است که موجود زنده به طور ذاتی قادر به نشان دادن آن است. این تغییر از طریق جانشین کردن یک محرک شرطی به جای محرک طبیعی یا غیر شرطی صورت میگیرد. نمونهی معروف این روش داستانی است که در آن بر اثر هم زمان شدن مکرر ارائه یک موش سفید با صدای بلند – محرکی ذاتاً در کودک ایجاد ترس می کند – کودک یاد گرفت در مقابل موش سفید با ترس و وحشت عکس العمل نشان دهد. این عکس العمل معمولاً مستلزم فعالیت دستگاه عصبی خودکار میباشد.
شرطی کردن کنشی یا عاملی: در روش شرطی کردن پاسخی، محیط از موجودی که اساساً حالت انفعالی یا غیر فعالی دارد ، پاسخی بیرون میکشد ولی در شرطی کردن کنشی کاملاً بر عکس، در اینجا موجود زنده بطور فعال از خود پاسخی بیرون میدهد. که در مقابل آن محیط از خود واکنش نشان میدهد. به عبارت دیگر پاسخ موجودوسیله یا سبب بروز یک حادثهی طبیعی و محیطی میگردد، اهمیت این توالی رویدادها در این نکته است که نتیجه پا پی آمد یک پاسخ، احتمال بروز آن پاسخ را تحت شرایط مشابه را در آینده تغییر میدهد.یادگیری از طریق مشاهده: باندوراتوجه محققان را به فرآیند یادگیری دیگری جلب کرده که به نظر میرسد در تربیت اجتماعی انسان نقش مهمی بر عهده دارد، این فرایند همان یادگیری از طریق مشاهده است.
هنگامی که یک فرد شخص دیگری را که به عنوان مدل یا نمونه به انجام کاری مشغول است، تماشا میکند، سه نوع تاثیر را میتوان مشاهده نمود:
1 – مشاهده کننده ممکن اسا قالب های پاسخی را که قبلاً در گنجینهی رفتاری او نبود، کسب کند.
2 – پس آمدهای عملی مورد مشاهده برای کسی که آن عمل را انجام میدهد، باعث تحکیم یا تضعیف پاسخهای بازدارنده مشاهده کننده گردد.
3 – رفتاری که مشاهده کننده قبلاً در حوزهی رفتاری که مدل از خود نشان میدهد یاد گرفته است ممکن است تسهیل شود.
نباید فراموش کرد تربیت از طریق عمل به موارد آموزشی به مراتب موثرتر از نصیحت و گفتن آن موارد است.
نتایج درمانی اصول یادگیری: همانطورکه از مباحث فشردهی قبلی برمیآید، درمانگری که قصد تغییر رفتارهای دشوار کودکان را داشته باشد، شیوه های متنوعی در اختیار خواهد داشت، اگر مشکل کودک بصورت نقص یا کمبود رفتاری بروز کند، پاسخهایی که در گنجینهی رفتار کودک وجود ندارد، باید ایجاد شود در حالی که در مورد بیش رفتاری پاسخ های مورد نظر را میتوان تغییر یا تقلیل داد یا آنها را از بین برده و رفتارهای سازگارانهتری را جانشین آن ها نمود. و یا در مواردی ممکن است ترکیبی از چند شیوه بکار رود. 2 – روان درمانی:
روان درمانی تاریخچه ای بسیار دوری دارد که خود نیازمند یک بحث جداگانهای است، چندین طبقهبندی مختلف از روان درمانی وجود دارد که بر حسب جنبههای مختلف درمانی و جریان آن فرق میکنندو. یکی از مبانی رایج برای طبقهبندی روان درمانی، هدف کلی و چگونگی درمان است. با توجه به روش و شیوهی عمل درمانگر میتوان روان درمانی را به ابری اکتیو ، تفسیری، تلقینیژ ترغیبی، یا ترتیبی تقسیم نمود.
در مراحل آغازین اکثر روان درمانیها، صرف نظر از مریض و طبیعت مداخلهی درمانی، عناصر اصلی، که مریض به آنها وقوف پیدا کند همان عوامل درمانی حمایتی هستند. این موضوع از کوششهای یکسان درمانگران برای پاسخ دادن به نیازهای مریض آن هم بصورت قابل اعتماد و توام با حساسیت سرچشمه میگیرد، در واقع بعضی از انواع درمان ممکن است هرگز از این سطح حمایتی فراتر نرود در صورتی که انواع دیگر ممکن است بر همان اساس حمایتی رنگ و بوی درمان بیانی – اکتشافی یا اصلاح رفتاری پیدا کند.
ضمن این که در رفتار درمانی و روان درمانی، درمانگر باید بسیار ماهر بوده و به فنون مشاوره و روان درمانی و روان شناسی تسلط کافی داشته باشد. تربیت بدنی ویژه: به رغم آن که تربیت بدنی ویژه برنامهای نسبتاً جدید است که برای معلولان به وجود آمده است، جالب است که بدانیم اصل مفهوم آن – اصلاح و رشد اعمال حرکتی بدن از طریق تمرین – قدمت بسیار دارد. برای تربیت بدنی ویژه در این نوع کودکان الگوها و طرح های مختلفی وجود دارد که یکی از این الگو یا تفکیکی از چند الگو را میتوان به کار برد به شرط اینکه این شیوه متناسب با توانایی های کلاس مورد نظر باشد و موجب تبعیض بین آنها و سایر کودکان و تحقیر آنها نباشد. علاوه بر اینها تربیت بدنی اصلاحی و انطباقی نیز جهت بهبود این نوع کودکان و سازگاری بیشتر آنها با محیط بوجود آمدهاند. (اف، فیت، هالیس، 1369

اهمیت تربیت بدنی برای کودکان استثنایی
ورزش و تربیت بندی از جمله اموراتی هستد که در تمام مقاطع تحصیلی در نظام تربیتی مورد توجه میباشند چرا که در پرتو این فعالیت است که بخشی از زمینههای لازم جهت ایجاد و برقراری سلامت جسمانی دانش آموزان که از هدفهای هر نظام آموزشی میباشد فراهم میگردد. اندامهای بدن شاگردان بخصوص در سنین دبستان در حال رشد میباشند فعالیتهای جسمانی آنها باعث میگردد گه فعالیتهای آنها توسعه پبدا کند و شاگردان در آینده با وضع جسمانی مناسبی وارد مرحلهی بعدی گردند و قابلیتهایی را در خود ایجاد کنند. که این تواناییها و قابلیت ها عبارتند از:
1 – قدرت عضلانی [1] 2 – استقامت عضلانی[2] 3 – استقامت عمومی بدن 4 - سرعت[3] 5 – تعادل[4] 6 – هماهنگی 7 – چابکی 8 – عکسالعمل [5 9 – حفظ حالت بدن در شکل طبیعی ........وجود این قابلیتهای یعنی سلامت جسمای فرد . تحقیقات نشان میدهد که ورزش در جلوگیری از بیماری ها با توجه به تغییری که در بدن ایجاد مینماید نقش مهمی دارد. بنابراین ضروری است که در مدرسه به ورزش با دید مثبت نگریسته شود و مقدمات و امکانات لازم جهت انجام آن فراهم آید و از اعمال روشهایی که منجر به آسیب در شاگردان میگردد خودداری گردد. ورزش تندرستی میآورد، تندرستی و شادکامی شوق انسان را به چیزهایی دیگر بر میانگیزد.
کودکان استثنایی یا در حالت کلی کودکانی که مشکل روحی، روانی ، حرکتی، ادراکی، ارتباطی و … دارند، معمولاً در مباحث کلاسی و درسی، مهارتی ، ورزش و … خود را مطرح نمیکنند، (حتی اگر در یکی از این زمینهها مهارت داشته باشند) دلیل آن نیز کاملاً روشن است ، آنها میترسند که اظهار وجودشان بیشتر به ضرر خودشان تمام شود و از طرف همسالان و متاسفانه گاهی از طرف مربیان و معلمان مورد تمسخر واقع شوند. بدین ترتیب آنها خود را مطرح نکرده و نقاظ قوتشان کم کم از بین رفته و به نقاظ ضعفشان افزوده میشود. و یاس و ناامیدی جاری اعتماد بنفس را میگیرد در چنین شرایطی وظیفهی معلمان و مستر بیان تربیتی بیش از پیش سنگین میشود که عمدهی این وظایف عبارتند از:
1- ایجاد جو مناسب در مدرسه، کلاس و در بین خود کارکنان مدرسه نسبت به این نوع شاگردان و فرهنگ سازی مناسب در جامعه و بخصوص هم کلاسیهای آنها و تقویت روحیهی کمک و تشویق و رفاقت به جای تمسخر و آزار نسبت به این کودکان.
2 – بزرگداشت این نوع کودکان و دادن مسئولیتهای متناسب با شرایط جسمی و روحی به آنها و تلقین این که آنها میتوانند، که ایجاد این اعتماد بنفس در آنها به بهبود روز افزون آنها و تقویت نقاط قوت و کاهش نقطا ضعف کمک زیادی خواهد کرد.
3 – در دروسی مثل: ورزش و تربیت بدنی و املاء، معلم میتواند به اختلالات حرکتی، رفتاری، شنوایی، بینایی و گفتاری کودکان پی ببرد و برای این کار باید همهی شاگردان را در این نوع فعالیتها شرکت دهد و حتی در ورزش کردن از این نوع کودکان متناسب با تواناییهایشان در پست هایی مثل: داوری، دروازه بانی و مبصری استفاده کند تا بهتر و بیشتر آنها را بشناسد، بدین گونه که معلم باید از دور و بدون این که سایر دانشآموزان متوجه شوند، حرکات و رفتار این کودکان را زیر نظر داشته باشد. علاوه بر آن معلم با این کارخود آنها را وارد جو و محیطهای شاد میکند و از گوشهگیری بیرون میآورد. نکتهای که مهم است، این است که معلم باید تعلیمات مربوط به فرهنگ سازی را به شکل غیر مستقیم و با عمل خود به این تعلیمات در شاگردان بوجود آورده باشد.
اهمیت دیگر تربیت بدنی این است که این کودکان معمولاً بدلیل نقاط ضعفهایی که در خود سراغ دارند، روحیهی مخالف و لجبازی در پیش میگیرند، ولی آنها با قرار گرفتن در محیطهای شاد و هیجانی ورزشی و تخلیه خود به اصطلاح سبکتر میشوند و روحیه سادگی، یکرنگی و صداقت آنها افزایش مییابد و معلم میتواند در یک محیط صمیمی و آرام و بدور از استرس با آنها صحبت کند و بیشتر آنها را بشناسد.
پس از تشخیص نقاظ ضعف و قوت این کودکان، معلم تا جایی که آگاهی دارد و میتواند، سعی میکند نقاط قوت آنها را تقویت و نقاط ضعف آنها را کاهش دهد. و در صورت لزوم هماهنگی های لازم را در این مورد با خانواده و سایر نهادهای درمانی و فعال در این زمینه انجام دهد و بدین تراتیب که روش درمانی مناسب و متناسب با کودک برای رفع اختلالات او انتخاب شود.برنامه ی تطبیقی برای کودکان استثنایی :
به طور معمول در مدارس کودکانی هستند که از لحاظ جسمی و عقلی نمی توانند به طور طبیعی و کامل در برنامه ی تربیت بدنی شرکت کنند . شماری از این کودکان ناراحتی های همیشگی چون عقب ماندگی ذهنی ، ضعف بینایی ، نارسایی شنوایی ، کوتاهی قد ، نا راحتی قلبی ، فلج اطفال ، نقص عضو ، تنگی نفس ، بیماری صرع و ناراحتی های شدید روحی دارند . شمار دیگری از کودکان ممکن است به ناراحتی های موقتی مانند دوران نقاهت پس از یک بیماری طولانی ،آسیب دیدگی و یا ناراحتی هایی دچار شده باشند که سبب کندی حرکت می شود . اولین وظیفه ی معلم داشتن آگاهی کامل و صحیح درباره ی دانش آموز و وضع جسمی و روحی او است .
هر گونه شرکت کودکان در فعالیت های گوناگون ورزشی باید بسته به اظهار نظر پزشک باشد و به هیچ عنوان نباید وضع دانش آموز به دلیل شرکت در فعالیت های ورزشی بدتر شود اصطلاح ویژه یا استثنایی در توصیف کودکانی به کار برده می شود که حالت پریشانی و رنجوری دارند و بنا براین جریان آموزش مورد نیاز آنها « آموزش و پرورش ویژه » نامیده می شود.
هدف از به کار بردن این اصطلاح این است که کودکان به موقعیت ها و فرصت هایی نیاز دارند که همگونی رضایت مندانه با وضع جسمانی خود به وجود آورند و بتوانند موقعیتی اجتماعی به دست آورده و مسئولیت هایی در اندازه ی توانایی خود بپذیرند و سر انجام وضع صحیح را به دست آورده ونیاز به انجام کار را احساس کنند. کودکان استثتایی به همدردی نیاز ندارند بلکه باید از سوی معلم درک شوند و به سوی هدف کلی در متن جریان زندگی هدایت شوند . مشکلی که بیشتر مدارس با آن روبرو هستند، مشکل ارتباط با اولیایی است که توجه بیش از اندازه به فرزندان خود دارند و محدویت هایی برای آنها به وجود می آورند که سبب تشدید ناراحتی و بیماری می شود و در این چنین شرایطی به کودکان القا می شود که قادر به هیچ کاری نیستند. یکی از اصول اساسی برای کودکانی که چنین محدودیت هایی دارند شرکت آنها در برنامه های منظم در چهار چوب همان محدودیت هاست . لازم است همه آنها در یک گروه متشکل شوند تا احساس « متفاوت بودن » به کمترین اندازه ی ممکن کاهش یابد. هم چنین به جای این که پیاپی به آنها گفته شود که چه انجام می دهند باید آنها را تحریک و تشویق کرد که خود بیشتر کار را به عهده گیرند . روشن است که هدف ها باید برای این دسته از کودکان ابتدایی تعدیل شود و بی گمان نباید با هدف های منظور شده برای دیگر کودکان یکسان باشد . معذور داشتن کودکان معلول از تورین یا هدایت آنها به سویی دیگر در دراز مدت نمی تواند قابل دفاع باشد . تا زمانی که فعالیت این دسته از کودکان به صورت تک نفری انجام می شود بی گمان اشکال چندانی وجود ندارد زیرا آنها می توانند در اندازه ی توان خود و در راستای هدف های ویژه خود فعالیت کنند . در صورتی که ضمن فعالیت این دسته از کودکان به گونه ای موفق و خوشنود شوند، راهی به سوی یک تجربه ی درست تربیتی دارند . آموزش ، بیشتر برای درگیر شدن با موقعیت مسابقه ، برای این دسته از کودکان لازم است . زیرا آنها براستی نمی خواهند با حظور خود سبب شکست تیم شوند ، بنابراین باید آنها را از این نگرانی نجات داد . قوانین را می توان در راستای دست یابی به موقعیت هایی سودمند وفق داد و در برخی موارد می توان نقش مبصر ، منشی یا داور را به کودکان استثنایی واگذار کرد ، هر چند که ممکن است در این میان ، دیگر کودکان ، واکنشی بهیه ای نشان ندهند . با توجه به این که شرکت کودکان در فعالیت ها مهم است اما ، باید توجه داشت که این شرکت ، برای آنها سودمند و مهم هم باشد . در صورتی که ، گروه نامتناسب است ، می توان فعالیت های ویژه ای را برای کودکان اختصاص داد ، اما باید این امر در کمترین اندازه ی ممکن انجام شود . همکاری معلم و والدین ، می تواند نظارت ویژه و مورد نیاز را برای رسیدن به این منظور به وجود آورد . همیاری و همکاری کودکان بزرگ تر نیز عامل موثری است . از آنجا که کودکان معلول ، معمولا نمی توانند همانند دیگر کودکان فعالیت کنند ، بنابراین از لحاظ آمادگی جسمانی ، به رشد و تکامل نیاز دارند . آنها همراه با یک برنامه ی ویژه و فراگیر ، می توانند در برنامه ی آمادگی جسمانی کودکانی شرکت کنند که ناتوانی جسمی و حرکتی دارند . رفتار دیگر کودکان با کودکان معلول مهم است . آنها باید فرد معلول را تشویق و یاری کنند تا در چهارچوب محدودیت هایشان ، در فعالیت ها شرکت نمایند و آنها را در فعالیت های ویژه ای نیز همراهی کنند . باید توجه داشت که شکیبایی و درک موقعیت ، از ارزش های مهم اجتماعی هستند که می توانند سبب پیشرفت چنین برنامه ای شوند .
کلاس های آموزشی ویژه :
در کلاس های ویژه ی کودکان استثنایی ، باید هدف های اساسی و مشخص تربیت بدنی تاکید شود :
1- اصلاح الگوهای حرکتی و مهارت های پایه : فعالیت هایی مناسب تر هستند که به رابطه ی حرکت و ادراک با تاکید بر اجرای صحیح مهارت های تعادلی ، مربوط می شوند . مهارت ها و آموزش آن ها باید از سطوح پایین و با نیت کمک به دانش آموز ، در راستای اجرای کیفی آن ها آموخته شوند.
2- رشد و پرورش سطح مناسب آمادگی جسمانی : گزینش درست و مناسب فعالیت ها ، باید آنچنان باشد که در کودکان عقب مانده ، آمادگی جسمانی بهینه را ایجاد کند.
3- بهبود توانایی های اجتماعی : یادگیری مشارکت با همکلاسی در گروه های کوچک ، باید به عنوان عضوی از اعضای یک گروه بزرگ به تکامل ارزش های اجتماعی نیاز دارد . یادگیری بازی با دیگران یک مفهوم مهم است که باید به دست آورده شود.
4- گسترش حس پیشرفت و موفقیت : هدف های آموزشی برای همه ی دانش آموزان ، باید با تاکید بر پیشرفت و موفقیت آنها طرح ریزی شود . تقویت اعتماد به نفس ، یکی از هدف های مهم است. در صورت امکان کودکان عقب مانده باید بخشی از فعالیت های خود را با کودکان طبیعی انجام دهند ، ولی باید دقت کافی داشت ، تا سودمندی برنامه برای هر دو گروه تضمین شود .رفتار درست و پذیرفتنی دانش آموزان کلاس های معمولی ، از بابت اطمینان به موفقیت در کلاس های مختلط مهم است .
برنامه ی وِیژه ی کودکانی که ضعف حرکتی دارند :
تجربه نشان می دهد که سطح آمادگی شماری از کودکان ، به گونه ای است که به توجه ویژه نیاز دارند چرا که شرکت آنها در برنامه های معمولی ممکن نیست . در صورتی که این دسته از کودکان شناخته شوند ، لازم است که برای آنها برنامه ریزی کرد .
تربیت بدنی ابزاری برای آموزش و پرورش کودکان ناسازگار:![]()
تربیت بدنی به عنوان ابزار آموزش و پرورش و ارتباط اجتماعی ،در آموزش و پرورش کودکان ناسازکار، کاربرد دارد. پیش از همه تربیت بدنی می تواند به کودکان ناسازگار فرصت و کسب احترام هم قطاران نسبت به خود باشد . به دست آوردن تصویر خود و خود سنجی هدف مهمی برای کودکان ناسازگار است . زیرا آنها باید از احساس ویرانگر بیهودگی و بی فایده بودن بیرون آیند . دومین مرحله روابط اجتماعی است که در خلال برنامه ی تربیت بدنی ، پدیدار می شود.
در اینجا حالت دوگانه ای به وجود می آید ، از یک سو به فرد ناسازگار ، تا هنگامی که از دخالت در حقوق دیگران ، خودداری می کند ، می توان آزادی عمل داد و از سوی دیگر هم قطاران می توانند با روش های صحیح او را به دلیل ارزش های شخصی اش به عنوان یک فرد بدون توجه به نژاد ، طبقه ی اجتماعی و باور های دینی بپذیرند . فایده ی این کار فرصت دادن به کودک است که بتواند در برخورد ها ، تصمیم گیری های گروهی آزادانه شرکت کند .و در موقعیت های رهبری وپیروی سهیم باشد. در اصل کودک ناسازگار در برنامهی درسی باید زنده نگه داشته شود ، زیرا در جوامع امروزی گزینش مسیر زندگی برای زنده بودن امری حیاتی است . امروزه لازمه ی یادگیری بیشتر حرفه ها شرکت در دوره های چندین ساله است و در نتیجه فرصت های اندکی برای کودکانی وجود دارد که از لحاظ عملی در سطح پایینی قرار دارند ، یا تنها از سواد ناچیزی بر خوردارند . تربیت بدنی و برنامه های ارتباطی ، چون مسابقه ها و ورزش های قهرمانی ، می تواند تا اندازه ای ، جاذبه و کشش برای توجه بیشتر ، به مدرسه و هدایت بهتر به علاقه مندی بیشتر به کارهای تحصیلی ، در کودکان ناسازگار ایجاد کند
درد شانه

مفصل شانه پیچیدهترین مفصل بدن است. این پدیدهٔ عجیب شاهکار زیست مکانیکی و هنر حرکات است.
- چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
- دست را نمیتوان بالای سر برد.
- شانه را نمیتوان تکان داد.
- احساس شبیه خارجشدن شانه از جای خود وجود دارد.
مفصل شانه پیچیدهترین مفصل بدن است. این پدیدهٔ عجیب شاهکار زیست مکانیکی و هنر حرکات است.
لااقل یک چیز در مورد شانه واضح است: تا جائی که دچار ناتوانی شود، عدم درمان را تحمل میکند. و متأسفانه از کار افتادن آن معمولاً دردناک است.
یکی از شایعترین علل درد شانه التهاب وترهای اطراف مفصل آن است. التهاب وتر بیشتر در اثر کار زیاد آن روی میدهد. وقتی کاری مثل ارهکشیدن یا ورزش گلف میکنید، وترهای شانه بر روی استخوان سائیده شده و به تحریک و درد آن منجر میگردد.
التهاب کیسهٔ زلالی مفصل هم، که به اندازهٔ التهاب وترها ایجاد درد شانه میکند، در اثر کار زیاد روی میدهد. اما شروع آن بهصورت گستردهتری است. کیسهٔ نرمی در مفصل برای کاهش اصطکاک آن است، که تورم آن ایجاد درد میکند.
اگر بههنگام بالا بردن دست احساس درد در شانه میکنید، ممکن است علت آن رسوب کلسیم در آنجا باشد. این رسوب در زیر وتری در مفصل تیغهٔ شانه با استخوان چنبر تشکیل میشود.
گاهی درد شانه در اثر یک حادثه روی میدهد. افتادن ممکن است باعث در رفتن شانه شود، که بازو را از مفصل خود با استخوان کتف خارج میکند. شکستگی استخوان بازو گاهی وتر حرکتدهندهٔ بازو را پاره میکند. اگر این پارگی با عمل جراحی ترمیم نشود، ممکن است باعث گرفتاری شانه برای تمام عمر گردد.
درد شانه
هر درد شانه در اثر حادثه باید فوراً توسط پزشک درمان شود. پزشک بعضی در رفتگیها را بهآسانی جا میاندازد. موارد شدیدتر آن باید با جراحی درمان شود.
اگر درد شانه در اثر کار زیاد باشد، نکات زیر به رفع آن کمک میکند.
شانه را استراحت بدهید. اگر شانهٔ شما بعد از انجام کار تکراری دچار درد میشود، سعی کنید طرز انجام کار را عوض کنید. یا در فاصلهٔ کار به شانه استراحتی بدهید.
ورزش را بهطور کامل ترک نکنید مثلاً اگر گلف بازی میکنید، چند روز بهجای آن دوچرخهسواری کنید.
آن را خنک کنید. با اولین آزردگی شانه کیسهای یخ را چندبار در روز، و هر بار کمتر از ۲۰ دقیقه، روی آن بگذارید. یخ ناحیهٔ آزرده را بیحس کرده و تورم و التهاب آن را کاهش میٔهد.
آن را گرم کنید.
آگهی
بعد سه روز یخگذاشتن و کم شدن درد، چندبار در روز، هر بار بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه، گرمای مرطوب به آن بدهید. گرما جریان خون را در ناحیهٔ آسیب دیده بیشتر میکند. حتی ریزش آبگرم در هنگان دوش گرفتن مؤثر است.
دارو بخورید. خوردن داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی مشکل را درمان نمیکند، ولی درد را موقتاً تسکین میدهد.
نزد پزشک بروید. اگر بعد از چند روز درد شانه از بین نرود، یا مرتباً به آن آسیب وارد میآید، نزد پزشک بروید تا او درمان فراصوتی، استروئیدی، یا جراحی را توصیه کند. یک تزریق داروی استروئید با بیحسی موضعی در مفصل میتواند تا یک سال درد را آرام کند. مدت تسکین درد بستگی به فعالیت شانه دارد. اگر بهکار خود برگردید و دوباره شانه را زیاد بهکار بگیرید، درد ظرف چند هفته باز میگردد.
در برخی افراد، عمل جراحی تراشیدن تکهای استخوان که بر وتر فشار میآورد لازم میشود. بعضی دیگر نیاز به ترمیم وتر گردانندهٔ بازو دارند.
تقویت شانه. اگر درد شانه مکرر است تقویت ماهیچهها و وترهای آن را احتمالاً مفید خواهد بود. هفت ورزش زیر به این کار کمک خواهد کرد.
۱. به شکم بر روی تخت یا میز محکمی دراز بکشید و دستها را از دو طرف آویزان کنید. در کف هر دست یک وزنهٔ نیمکیلوئی گرفته و پشت دست را به طرف خود بگیرید. حالا وزنهها را تا سطح چشمها بالا بیاورید. این کار را ۸ تا ۱۲ تکرار کنید.
۲. صاف بایستید و در هر دست وزنهای نیمکیلوئی بگیرید. شانهها را به طرف گوشها بالا بکشید.
سپس شانهها را به عقب کشیده و بههم نزدیک کنید. شانهها را آزاد کرده و این کار را ۸ تا ۱۲ بار تکرار کنید.
۳. به پشت دراز بکشید و دست چپ را بالای سر روی دست راست بگذارید. با دست چپ دست راست را به آرامی بهطرف گوش چپ بکشید.
با دست راست کمی مقاومت کنید. این کار را ۸ تا ۱۲ بار تکرار کرده و سپس با دست دیگر انجام دهید.
۴. بر لبهٔ صندلی محکمی نشسته و با دستهایتان صندلی را در دو طرف پاها بگیرید. حالا سعی کنید خود را از روی صندلی بلند کنید. این کار را ۸ تا ۱۲ بار تکرار کنید.
۵. روی طرف چپ بدن دراز بکشید. آرنج راست را روی طرف راست بدن گذاشته و آن را ۹۰ درجه خم کنید. وزنهای نیمکیلوئی را در دست راست گرفته و روی شکم بگذارید. حالا آرنج را محکم نگاه دارید و سعی کنید تا آنجا که میتوانید وزنه را بلند کنید. دست را رها کرده و ۸ تا ۱۲ بار تکرار کنید. همین ورزش را با دست دیگر هم انجام دهید.
۶. بایستید و وزنهای نیمکیلوئی در هر دست بگیرید. در حالی که دستها را بهدور خود میچرخانید، آنها را تا جائی که امکان دارد از دو طرف بلند کنید. دستها را رها کرده و ۸ تا ۱۲ بار تکرار کنید.
۷. به شکم روی میز محکمی دراز بکشید، بهطوری که شانهها و بازوها روی میز و ساعدها از میز آویزان باشند. در هر دست وزنهای نیمکیلوئی گرفته و دستها را تا سطح میز بالا بیاورید. این کار را نیز ۸ تا ۱۲ تکرار کنید.

روش صحیح بلند کردن اشیاء

اولویت اول آن است که دریابیم آیا باری که می خواهیم بلند کنیم، سنگین تر و حجیم تر از آن است که بتوانیم به تنهایی آن را بلند کنیم یا خیر؟
قانون دقیقی وجود ندارد که حداکثر وزن باری را که بتوان بدون خطر بلند کرد، تعیین نماید. بیشتر وابسته به شرایط محیط، اندازه و شکل شیء و آنکه به کجا و چه مقدار می خواهیم آن را جابجا کنیم و همچنین به قدرت فیزیکی و سلامتی شخص بستگی دارد.
مقدار فشاری که به ستون فقرات وارد میشود در هنگامیکه شیء دور از بدن حمل شود، خیلی بیشتر است تا وقتی که نزدیک به بدن حمل شود.
فردی که دچار مشکلاتی در کمر میباشد، در مقایسه با یک فرد بالغ سالم قادر به حمل اشیاء و کم حجم تری میباشد. بطور کلی در مقایسه با زنان و افراد کم سن و سال مردان قادرند اجسام سنگین تری را جابجا کنند.
شیء را باید نزدیک به بدن حمل کرد و نه درحالتی که دستها و بازو و آرنج باز هستند و شیء دور از بدن واقع میشود. باید شیء را بطور محکم با کف دستها و انگشتان و شست دربر گرفت نه آنکه آن را فقط با انگشتان بگیریم.
اشیاء سنگین را نباید از سطح شانهها بالاتر برد زیرا سبب وارد آمدن فشار شدیدی بر روی ستون فقرات میشود.
در هنگام قرار دادن اشیاء بر روی زمین همان اصولی را که به هنگام بلند کردن اشیای بکار می بریم باید رعایت نمود، یعنی یک پا را جلوتر از پای دیگر و با زاویه قائمه نسبت به هم قرار داده، شیء را نزدیک به بدن می گیریم و سپس در حالیکه زانوها را خم کرده و کمی از هم باز می کنیم شیء را بر روی زمین و بین دو پا قرار میدهیم.

چگونه اشیاء را از روی زمین بلند کنیم:
بلند کردن اشیاء از روی زمین منشاء بسیاری از مشکلات کمر میباشد. خم شدن به جلو سبب کشیدگی لیگامانهای کمر شده و یک علت شایع کمردرد حاد میباشد.
گام اول : طریق صحیح آن است که پاها را از هم باز کرده و عمود بر هم قرار دهیم، نوک پایی که جلوتر است را به طرفی که می خواهیم شیء را جابجا کنیم قرار میدهیم. این کار سبب میشود که بدن در وضعیت پایدار قرار گرفته و مانع از چرخش کمر در حین بلند کردن شیو میشود.
گام دوم : خم کردن مفاصل هیپ و زانوها و مستقیم نگهداشتن پشت. ممکن است ستون فقرات بطور کامل بطرف جلو متمایل شود ولی نکته حائز اهمیت آن است که از خم شدن کمر احتراز شود. در این حالت زانوها به خوبی از هم فاصله داشته و شیی بین دو زانو قرار گرفته و نزدیک به بدن واقع میشود. این کار سبب میشود که شیء به خوبی در دستها قرار گرفته و از عضلات پاها (اندام تحتانی) جهت بلند کردن شیی استفاده شود.
گام سوم : هنگامی که صاف میشویم باید شیی ( بار ) را در حالیکه به بدن نزدیک است حمل کنیم ( بدون چرخاندن کمر ) برای زمین گذاشتن بار همان روش را بطور معکوس اجرا میکنیم. این روش به نام متد کینتیک ( kinetic method ) بلند کردن اشیاء شناخته میشود. بسیاری از صنایع کارگران خود را آموزش میدهند تا بطور خودکار و روتین از این روش هنگام کار بهره جویند. ولی این روش روتین بلند کردن بار از روی زمین توسط همه افراد جامعه میباشد
شنا کردن اولین گزینه پزشکان است.شنا به جز شنای کرال پشت،برای زانوها بسیار مفید است. علاوه بر شنا میتوان در قسمت کم عمق استخر قرار گرفته و به مدت 15 دقیقه در مسیر عرض استخر راه رفت.این کار موجب میشود بدون وارد آمدن فشار بر مفصل زانوی مبتلا به آرتروز، عضلات اطراف زانو تقویت شود تا وزن اندامهای فوقانی به زانو وارد نیاید.البته امکان این ورزش همیشه مهیا نیست.دومین گزینه پیادهروی است.پیادهروی فشار زیادی بر زانوها وارد نمیکند. پیادهروی سریع،اگر قبلا آسیبی در زانوهایتان نداشتهاید،مشکلی ندارد.اما به زانوهای معیوب آسیب میرساند.دوچرخهسواری نیز بر روی زانوها فشار زیادی وارد نمیکند.بهطور کلی هرگونه فعالیتی که فشار کمی بر زانوها وارد کند و یا فعالیتهایی که در آنها شما مجبور نیستید بهسرعت تغییر جهت بدهید،برای زانوها مشکلساز نیستند.
با چند ورزش میتوان عضلات زانو را به طور اختصاصی تقویت کرد.یکی از این ورزشها،این است که روی زمین بنشینند و پای خود را دراز کنند و به حالتی قرار گیرند که به مفصلشان فشاری وارد نیاید سپس به حالت در جا عضله جلوی ران خود را منقبض کنند و تا 10 شماره به همین حالت نگه دارند.میتوان برای مثال،صبح سه بار،ظهر سه بار و شب هم سه بار این کار را انجام دهید. البته در روزهای ابتدایی بهتر است زیاد به اندامهایشان فشار وارد نیاورید و به تدریج و به صورت هفتهای یک بار،شدت یا مدت تمرین را به مقدار 10 تا 20 درصد افزایش دهید.این نوع ورزش برای عضله چهار سر ران یا جلوی ران است.برای پشت ران هم میتوان عضله پشت ران را منقبض کرد و به طور مشابه با تعداد و مدت گفته شده عمل کرد.

حرکات سر شانه
1. پرس سرشانه از جلو
شما پرس سرشانه را سه نوع می توانید بزنید :
1. حالت ایستاده با هالتر
2. حالت نشسته با دستگاه
3.حالت نشسته با هالتر ( این روش مورد تائید قرار نگرفته است )
اما اجرای ان با دمبل اشکالی را فراهم نمی کند
در روش اول شما ایستاده و هالتر از زیر چانه تا بالای سر برده ( این حرکت چند نقص دارد. یک : استفاده از پاها و فشار به انها باعث صرف انرژی بالائی می شود که این انرژی بیهوده و در مواردی باعث اسیب می شود و دومین اسیب به عضلات پشت و کمر است و شما ممکن است در موقع بلند کردن وزنه از عضلات پشت خود و کمرتان استفاده کنید )
ولی یک مربی امریکائی با حرکت ایستاده موافقت می کند و دلایل او این است که :
ایستاده این حرکت به دلیل استقرار محکم پاها بر روی زمین یعنی همان چیزی که بارنز از آن به عنوان نیروی واکنش زمین یاد می کند، امکان استفاده از وزنه بیشتر را برای تان به وجود می آورد. او می گوید: کارآیی پرس سرشانه با وزنه آزاد خیلی بیشتر از اجرای پرس با دستگاه است. شاید کار با دستگاه، عضلات شانه را بهتر تفکیک کند، اما سریع ترین راه برای رسیدن به موفقیت های ورزشی و اهداف روزانه، اجرای وزنه آزاد حرکت است.
نکات مفید در اجرا : با وجود آنکه بارنز حرکت را در حالت ایستاده تأیید می نماید، اما منفعت پرس در حالت نشسته چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد. وقتی مشغول اجرای حرکت پرس به حالت ایستاده می شوید به خاطر داشته باشید که باید به حالت منظم و آماده ای بایستید؛ از تسلیم شدن در برابر فشار جابجایی وزنه بیشتر با خم و راست کردن بیش از اندازه زانوها خودداری کنید. ضمناً از اجرای حرکات پرس پشت گردن در حالت های ایستاده یا نشسته خودداری شود، چرا که به طور بیمورد و غیرضروری مفصل شانه را تحت تأثیر قرار می دهد.
2. سرشانه هالتر از پشت :
این حرکت هم مانند سر شانه از جلو اجرا شده و فقط این که هالتر را از پشت سر به حرکت در می اورید .

حرکات سر شانه با دمبل هم به چند دسته هستند :
نشر از جانب
نشر از جانب خم
نشر از رو به رو
نشر جفت روی میز بالا سینه
حرکات نشر از حرکت های مهم واساسی هستند
توصیه : مربیان سطح اول بر این عقیده هستند که سرشانه هالتر از پشت حرکت مناسبی نمی باشد و به جای ان حرکت نشر از جانب دمبل خم و نشر خوابیده روی میز بالا سینه را توصیه می کنند .از وزنه های سنگین غافل نشوید وقتی از وزنه ای استفاده می کنید که اجازه تکرار 1الی 2 تکرار بیشتر را به شما نمی دهد . فیبرهای متفاوت عضلانی نسبت به وزنه ای که می توانید ان را با 15 الی 20 تکرارحرکت را اجرا کنید به کار می گیرد .
چنانچه از یک برنامه تمرینی ثابت ( با استفاده از ست ها - تکرار ها و وزنه ثابت ) استفاده کنید هر زمان که آن برنامه را استفاده می کنید همان فیبر های عضلانی قبلی را به رشد تحریک خواهید کرد .
اکثر بدنسازان فقط یک بخش کوچک از فیبر های عضلانی خود راتمرین می دهند . تنها با تغئیر دادن فشار تمرین است که می توان فیبر های عضلانی متفاوتی را به کار برد . هر چه فیبر های بیشتری را مورد تمرین قرار دهید رشد عضلات تان بیشتر خواهد شد . چالز پولکین مربی بدنسازی به اهمیت تمرین با حداکثر وزنه های ممکن تاکید زیادی می کند و انرا در رشد کامل عضلات مهم می داند .
تمرینات شدید باعث ساخته شدن واحدهای متور عضلانی ( فیبر عضلانی به اضافه عصب های که آنها را فعال تر میکند را واحد ها متوری گویند ) سخت تر و بزگتر می شوند .
اجرای تکرار های بیشتر با وزنه های سبک تر باعث ساخته شدن فیبر های آرامتری می شود .بهترین برنامه آن است که هم تکرار زیاد داشته باشد با وزنه های سبک و هم تکرار ها کم با وزنه های سنگین . چنین برنامه ای باعث ساخته شدن یک بدن قوی و در عین حال زیبا می شود
← صفحه بعد


نظرات ()