اهمیت تربیت بدنی برای کودکان استثنایی

ورزش و تربیت بندی از جمله اموراتی هستد که در تمام مقاطع تحصیلی در نظام تربیتی مورد توجه می‌باشند چرا که در پرتو این فعالیت است که بخشی از زمینه‌های لازم جهت ایجاد و برقراری سلامت جسمانی دانش آموزان که از هدف‌های هر نظام آموزشی می‌باشد فراهم می‌گردد. اندام‌های بدن شاگردان بخصوص در سنین دبستان در حال رشد می‌باشند فعالیت‌های جسمانی آن‌ها باعث می‌گردد گه فعالیت‌های آن‌ها توسعه پبدا کند و شاگردان در آینده با وضع جسمانی مناسبی وارد مرحله‌ی بعدی گردند و قابلیت‌هایی را در خود ایجاد کنند. که این توانایی‌ها و قابلیت ها عبارتند از:

1 – قدرت عضلانی [1] 2 – استقامت عضلانی[2] 3 – استقامت عمومی بدن  4 - سرعت[3]  5 – تعادل[4]  6 – هماهنگی  7 – چابکی  8 – عکس‌العمل [5 9 – حفظ حالت بدن در شکل طبیعی    ........وجود این قابلیت‌های یعنی سلامت جسمای فرد . تحقیقات نشان می‌دهد که ورزش در جلوگیری از بیماری ها با توجه به تغییری که در بدن ایجاد می‌نماید نقش مهمی دارد. بنابراین ضروری است که در مدرسه به ورزش با دید مثبت نگریسته شود و مقدمات و امکانات لازم جهت انجام آن فراهم آید و از اعمال روش‌هایی که منجر به آسیب در شاگردان می‌گردد خودداری گردد. ورزش تندرستی می‌آورد، تندرستی و شادکامی شوق انسان را به چیزهایی دیگر بر می‌انگیزد.

کودکان استثنایی یا در حالت کلی کودکانی که مشکل روحی، روانی ، حرکتی، ادراکی، ارتباطی و … دارند، معمولاً در مباحث کلاسی و درسی، مهارتی ، ورزش و … خود را مطرح نمی‌کنند، (حتی اگر در یکی از این زمینه‌ها مهارت داشته باشند) دلیل آن نیز کاملاً روشن است ، آنها می‌ترسند که اظهار وجودشان بیشتر به ضرر خودشان تمام شود و از طرف همسالان و متاسفانه گاهی از طرف مربیان و معلمان مورد تمسخر واقع شوند. بدین ترتیب آنها خود را مطرح نکرده و نقاظ قوتشان کم کم از بین رفته و به نقاظ ضعفشان افزوده می‌شود. و یاس و ناامیدی جاری اعتماد بنفس را می‌گیرد در چنین شرایطی وظیفه‌ی معلمان و مستر بیان تربیتی بیش از پیش سنگین می‌شود که عمده‌ی این وظایف عبارتند از:

1- ایجاد جو مناسب در مدرسه، کلاس و در بین خود کارکنان مدرسه نسبت به این نوع شاگردان و فرهنگ سازی مناسب در جامعه و بخصوص هم کلاسی‌های آن‌ها و تقویت روحیه‌ی کمک و تشویق و رفاقت به جای تمسخر و آزار نسبت به این کودکان.

2 – بزرگداشت این نوع کودکان و دادن مسئولیت‌های متناسب با شرایط جسمی و روحی به آنها و تلقین این که آن‌ها می‌توانند، که ایجاد این اعتماد بنفس در آن‌ها به بهبود روز افزون آنها و تقویت نقاط قوت و کاهش نقطا ضعف کمک زیادی خواهد کرد.

3 – در دروسی مثل: ورزش و تربیت بدنی و املاء، معلم می‌تواند به اختلالات حرکتی، رفتاری، شنوایی، بینایی و گفتاری کودکان پی ببرد و برای این کار باید همه‌ی شاگردان را در این نوع فعالیت‌ها شرکت دهد و حتی در ورزش کردن از این نوع کودکان متناسب با توانایی‌هایشان در پست هایی مثل: داوری، دروازه بانی و مبصری استفاده کند تا بهتر و بیشتر آن‌ها را بشناسد، بدین گونه که معلم باید از دور و بدون این که سایر دانش‌آموزان متوجه شوند، حرکات و رفتار این کودکان را زیر نظر داشته باشد. علاوه بر آن معلم با این کارخود آنها را وارد جو و محیطهای شاد می‌کند و از گوشه‌گیری بیرون می‌آورد. نکته‌ای که مهم است، این است که معلم باید تعلیمات مربوط به فرهنگ سازی را به شکل غیر مستقیم و با عمل خود به این تعلیمات در شاگردان بوجود آورده باشد.

اهمیت دیگر تربیت بدنی این است که این کودکان معمولاً بدلیل نقاط ضعف‌هایی که در خود سراغ دارند، روحیه‌ی مخالف و لجبازی در پیش می‌گیرند، ولی آن‌ها با قرار گرفتن در محیط‌های شاد و هیجانی ورزشی و تخلیه خود به اصطلاح سبک‌تر می‌شوند و روحیه سادگی، یکرنگی و صداقت آنها افزایش می‌یابد و معلم می‌تواند در یک محیط صمیمی و آرام و بدور از استرس با آنها صحبت کند و بیشتر آن‌ها را بشناسد.

پس از تشخیص نقاظ ضعف و قوت این کودکان، معلم تا جایی که آگاهی دارد و می‌تواند، سعی می‌کند نقاط قوت آن‌ها را تقویت و نقاط ضعف آنها را کاهش دهد. و در صورت لزوم هماهنگی های لازم را در این مورد با خانواده و سایر نهادهای درمانی و فعال در این زمینه انجام دهد و بدین تراتیب که روش درمانی مناسب و متناسب با کودک برای رفع اختلالات او انتخاب شود.برنامه ی تطبیقی برای کودکان استثنایی :

        به طور معمول در مدارس کودکانی هستند که از لحاظ جسمی و عقلی نمی توانند به طور طبیعی و کامل در برنامه ی تربیت بدنی شرکت کنند . شماری از این کودکان ناراحتی های همیشگی چون عقب ماندگی ذهنی ، ضعف بینایی ، نارسایی شنوایی ، کوتاهی قد ، نا راحتی قلبی ، فلج اطفال ، نقص عضو ، تنگی نفس ، بیماری صرع و ناراحتی های شدید روحی دارند . شمار دیگری از کودکان ممکن است به ناراحتی های موقتی مانند دوران نقاهت پس از یک بیماری طولانی ،آسیب دیدگی و یا ناراحتی هایی دچار شده باشند که سبب کندی حرکت می شود . اولین وظیفه ی معلم داشتن آگاهی کامل و صحیح درباره ی دانش آموز و وضع جسمی و روحی او است .

    هر گونه شرکت کودکان در فعالیت های گوناگون ورزشی باید بسته به اظهار نظر پزشک باشد و به هیچ عنوان نباید وضع دانش آموز به دلیل شرکت در فعالیت های ورزشی بدتر شود اصطلاح ویژه یا استثنایی در توصیف کودکانی به کار برده می شود که حالت پریشانی و رنجوری دارند و بنا براین جریان آموزش مورد نیاز آنها « آموزش و پرورش ویژه » نامیده می شود.

    هدف از به کار بردن این اصطلاح این است که کودکان به موقعیت ها و فرصت هایی نیاز دارند که همگونی رضایت مندانه با وضع جسمانی خود به وجود آورند و بتوانند موقعیتی اجتماعی به دست آورده و مسئولیت هایی  در اندازه ی توانایی خود بپذیرند و سر انجام وضع صحیح را به دست آورده ونیاز به انجام کار را احساس کنند. کودکان استثتایی به همدردی نیاز ندارند بلکه باید از سوی معلم درک شوند و به سوی هدف کلی در متن جریان زندگی هدایت شوند . مشکلی که بیشتر مدارس با آن روبرو هستند، مشکل ارتباط با اولیایی است که توجه بیش از اندازه به فرزندان خود دارند و محدویت هایی برای آنها به وجود می آورند که سبب تشدید ناراحتی و بیماری می شود و در این چنین شرایطی به کودکان القا می شود که قادر به هیچ کاری نیستند. یکی از اصول اساسی برای کودکانی که چنین محدودیت هایی دارند شرکت آنها در برنامه های منظم در چهار چوب همان محدودیت هاست . لازم است همه آنها در یک گروه متشکل شوند تا احساس  « متفاوت بودن » به کمترین اندازه ی ممکن کاهش یابد. هم چنین به جای این که پیاپی به آنها گفته شود که چه انجام می دهند باید آنها را تحریک و تشویق کرد که خود بیشتر کار را به عهده گیرند . روشن است که هدف ها باید برای این دسته از کودکان ابتدایی تعدیل شود و بی گمان نباید با هدف های منظور شده برای دیگر کودکان یکسان باشد . معذور داشتن کودکان معلول از تورین یا هدایت آنها به سویی دیگر در دراز مدت نمی تواند قابل دفاع باشد . تا زمانی که فعالیت این دسته از کودکان به صورت تک نفری انجام می شود بی گمان اشکال چندانی وجود ندارد زیرا آنها می توانند در اندازه ی توان خود و در راستای هدف های ویژه خود فعالیت کنند . در صورتی که ضمن فعالیت این دسته از کودکان به گونه ای موفق و خوشنود شوند، راهی به سوی یک تجربه ی درست تربیتی دارند . آموزش ، بیشتر برای درگیر شدن با موقعیت مسابقه ، برای این دسته از کودکان لازم است . زیرا آنها براستی نمی خواهند با حظور خود سبب شکست تیم شوند ، بنابراین باید آنها را از این نگرانی نجات داد . قوانین را می توان در راستای دست یابی به موقعیت هایی سودمند وفق داد  و در برخی موارد می توان نقش مبصر ، منشی یا داور را به کودکان استثنایی واگذار کرد ، هر چند که ممکن است در این میان ، دیگر کودکان ، واکنشی بهیه ای نشان ندهند . با توجه به این که شرکت کودکان در فعالیت ها مهم است اما ، باید توجه داشت که این شرکت ، برای آنها سودمند و مهم هم باشد . در صورتی که ، گروه نامتناسب است ، می توان فعالیت های ویژه ای را برای کودکان اختصاص داد ، اما باید این امر در کمترین اندازه ی ممکن انجام شود . همکاری معلم و والدین ، می تواند نظارت ویژه و مورد نیاز را برای رسیدن به این منظور به وجود آورد . همیاری و همکاری کودکان بزرگ تر نیز عامل موثری است . از آنجا که کودکان معلول ، معمولا نمی توانند همانند دیگر کودکان فعالیت کنند ، بنابراین از لحاظ آمادگی جسمانی ، به رشد و تکامل نیاز دارند . آنها همراه با یک برنامه ی ویژه و فراگیر ، می توانند در برنامه ی آمادگی جسمانی کودکانی شرکت کنند که ناتوانی جسمی و حرکتی دارند . رفتار دیگر کودکان با کودکان معلول مهم است . آنها باید فرد معلول را تشویق و یاری کنند تا در چهارچوب محدودیت هایشان ، در فعالیت ها شرکت نمایند و آنها را در فعالیت های ویژه ای نیز همراهی کنند . باید توجه داشت که شکیبایی و درک موقعیت ، از ارزش های مهم اجتماعی هستند که می توانند سبب پیشرفت چنین برنامه ای شوند .

 

کلاس های آموزشی ویژه :

         در کلاس های ویژه ی کودکان استثنایی ، باید هدف های اساسی و مشخص تربیت بدنی تاکید شود :

  1- اصلاح الگوهای حرکتی و مهارت های پایه : فعالیت هایی مناسب تر هستند که به رابطه ی حرکت و ادراک با تاکید بر اجرای صحیح مهارت های تعادلی ، مربوط می شوند . مهارت  ها و آموزش آن ها باید از سطوح پایین و با نیت کمک به دانش آموز ، در راستای اجرای کیفی آن ها آموخته شوند.

2- رشد و پرورش سطح مناسب آمادگی جسمانی : گزینش درست و مناسب فعالیت ها ، باید آنچنان باشد که در کودکان عقب مانده ، آمادگی جسمانی بهینه را ایجاد کند.

3- بهبود توانایی های اجتماعی : یادگیری مشارکت با همکلاسی در گروه های کوچک ، باید به عنوان عضوی از اعضای یک گروه بزرگ به تکامل ارزش های اجتماعی نیاز دارد . یادگیری بازی با دیگران یک مفهوم مهم است که باید به دست آورده شود.

4- گسترش حس پیشرفت و موفقیت : هدف های آموزشی برای همه ی دانش آموزان ، باید با تاکید بر پیشرفت و موفقیت آنها طرح ریزی شود . تقویت اعتماد به نفس ، یکی از هدف های مهم است. در صورت امکان کودکان عقب مانده باید بخشی از فعالیت های خود را با کودکان طبیعی انجام دهند ، ولی باید دقت کافی داشت ، تا سودمندی برنامه برای هر دو گروه تضمین شود .رفتار درست و پذیرفتنی دانش آموزان کلاس های معمولی ، از بابت اطمینان به موفقیت در کلاس های مختلط مهم است .

برنامه ی وِیژه ی کودکانی که ضعف حرکتی دارند :

       تجربه نشان می دهد که سطح آمادگی شماری از کودکان ، به گونه ای است که به توجه ویژه نیاز دارند چرا که شرکت آنها در برنامه های معمولی ممکن نیست . در صورتی که این دسته از کودکان شناخته شوند ، لازم است که برای آنها برنامه ریزی کرد .

 

تربیت بدنی ابزاری برای آموزش و پرورش کودکان ناسازگار:

       تربیت بدنی به عنوان ابزار آموزش و پرورش و ارتباط اجتماعی ،در آموزش و پرورش کودکان ناسازکار، کاربرد دارد. پیش از همه تربیت بدنی می تواند به کودکان ناسازگار فرصت و کسب احترام هم قطاران نسبت به خود باشد . به دست آوردن تصویر خود و خود سنجی هدف مهمی برای کودکان ناسازگار است . زیرا آنها باید از احساس ویرانگر بیهودگی و بی فایده بودن بیرون آیند . دومین مرحله روابط اجتماعی است که در خلال برنامه ی تربیت بدنی ، پدیدار می شود.

      در اینجا حالت دوگانه ای به وجود می آید ، از یک سو به فرد ناسازگار ، تا هنگامی که از دخالت در حقوق دیگران ، خودداری می کند ، می توان آزادی عمل داد و از سوی دیگر هم قطاران می توانند با روش های صحیح او را به دلیل ارزش های شخصی اش به عنوان یک فرد بدون توجه به نژاد ، طبقه ی اجتماعی و باور های دینی بپذیرند . فایده ی این کار فرصت دادن به کودک است که بتواند در برخورد ها ، تصمیم گیری های گروهی آزادانه شرکت کند .و در موقعیت های رهبری وپیروی سهیم باشد. در اصل کودک ناسازگار در برنامهی درسی باید زنده نگه داشته شود ، زیرا در جوامع امروزی گزینش مسیر زندگی برای زنده بودن امری حیاتی است . امروزه لازمه ی یادگیری بیشتر حرفه ها شرکت در دوره های چندین ساله است و در نتیجه فرصت های اندکی برای کودکانی وجود دارد که از لحاظ عملی در سطح پایینی قرار دارند ، یا تنها از سواد ناچیزی بر خوردارند . تربیت بدنی و برنامه های ارتباطی ، چون مسابقه ها و ورزش های قهرمانی ، می تواند تا اندازه ای ، جاذبه و کشش برای توجه بیشتر ، به مدرسه و هدایت بهتر به علاقه مندی بیشتر به کارهای تحصیلی ، در کودکان ناسازگار ایجاد کند

/ 0 نظر / 5 بازدید